ماکوتو "لبخند" سوکیموتو و یوتاکا "پکو" هوشینو علیرغم مخالفت های قطبی، از دوران کودکی بهترین دوستان بوده اند. اگرچه پکو بیش از حد با اعتماد به نفس تلاش می کند تا بهترین بازیکن پینگ پنگ جهان باشد، اما اغلب از تمرین صرف نظر می کند و باعث خشم هم تیمی های خود در تیم پینگ پنگ دبیرستان کاتاسه می شود. در همین حال، لبخند - علیرغم استعداد ذاتی اش برای این ورزش - نمی تواند تمام قدرت خود را هنگام بازی با دیگران حفظ کند. این دو از طریق عشق متقابل خود به پینگ پنگ، پیوندی ایجاد کردند که ظاهراً ناگسستنی است. وقتی پکو می شنود که یک بازیکن سابق تیم ملی از چین به ژاپن می آید، اسمایل را به دبیرستان رقیب تسوجیدو می کشاند تا آنها را ببیند. سفر بعدی منجر به درگیری بین پکو و کنگ ونگه می شود که با قاطعیت اولی را در یک بازی شکست می دهد. پکو که از چنین باختی همهجانبه حیرت زده شده، متوجه میشود که از ابتدا چرا بازی میکند. مربی کاتاسه با دیدن پتانسیل او به عنوان یک بازیکن، شروع به آموزش اسمایل می کند تا بر تردید خود غلبه کند، اما اگر برای لذت بردن نباشد، تمایلی به بازی ندارد. در حالی که این دو در تلاش برای یافتن معنی در این ورزش هستند، تعداد زیادی از بازیکنان قویتر - هر کدام با درگیریهای درونی خود - در مسابقات بینالملل منتظر آنها هستند، جایی که تنها بهترینها میتوانند استقامت کنند. اما زمانی که این ورزشکاران جوان، جاه طلبی لجام گسیخته خود را رها می کنند، سختی هایی که با آن روبرو هستند، در حالی که به دنبال افتخار هستند، واقعیتی تلخ را ترسیم می کند. [نوشته شده توسط MAL Rewrite]
فصل 1 قسمت 11 اضافه گردید
ماکوتو "لبخند" سوکیموتو و یوتاکا "پکو" هوشینو علیرغم مخالفت های قطبی، از دوران کودکی بهترین دوستان بوده اند. اگرچه پکو بیش از حد با اعتماد به نفس تلاش می کند تا بهترین بازیکن پینگ پنگ جهان باشد، اما اغلب از تمرین صرف نظر می کند و باعث خشم هم تیمی های خود در تیم پینگ پنگ دبیرستان کاتاسه می شود. در همین حال، لبخند - علیرغم استعداد ذاتی اش برای این ورزش - نمی تواند تمام قدرت خود را هنگام بازی با دیگران حفظ کند. این دو از طریق عشق متقابل خود به پینگ پنگ، پیوندی ایجاد کردند که ظاهراً ناگسستنی است. وقتی پکو می شنود که یک بازیکن سابق تیم ملی از چین به ژاپن می آید، اسمایل را به دبیرستان رقیب تسوجیدو می کشاند تا آنها را ببیند. سفر بعدی منجر به درگیری بین پکو و کنگ ونگه می شود که با قاطعیت اولی را در یک بازی شکست می دهد. پکو که از چنین باختی همهجانبه حیرت زده شده، متوجه میشود که از ابتدا چرا بازی میکند. مربی کاتاسه با دیدن پتانسیل او به عنوان یک بازیکن، شروع به آموزش اسمایل می کند تا بر تردید خود غلبه کند، اما اگر برای لذت بردن نباشد، تمایلی به بازی ندارد. در حالی که این دو در تلاش برای یافتن معنی در این ورزش هستند، تعداد زیادی از بازیکنان قویتر - هر کدام با درگیریهای درونی خود - در مسابقات بینالملل منتظر آنها هستند، جایی که تنها بهترینها میتوانند استقامت کنند. اما زمانی که این ورزشکاران جوان، جاه طلبی لجام گسیخته خود را رها می کنند، سختی هایی که با آن روبرو هستند، در حالی که به دنبال افتخار هستند، واقعیتی تلخ را ترسیم می کند. [نوشته شده توسط MAL Rewrite]
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند
دیدگاه های کاربران