خلاصه داستان

چهار ماه قبل از اینکه کنت فون لوهنگرام از امپراتوری کهکشانی با یانگ ون لی از اتحاد سیارات آزاد در نبرد آسارته روبرو شود، او هنوز فقط راینهارد فون موزل بود. جوانترین دریاسالار در تاریخ امپراتوری، راینهارد به عنوان برادر صیغه قیصر مورد تحقیر همسالانش قرار گرفت و اخراج شد.

راینهارد پس از رسیدن به قلعه ایزرلون با ناوگان اعزامی خود، بلافاصله دستوری از دریاسالار گرگور فون موکنبرگر، جاه طلب و حیله گر ناوگان دریافت می کند: ناوگان اتحاد را در منطقه ستاره ای همسایه رهگیری کند. علیرغم اینکه راینهارد این را به عنوان تلاشی پنهان برای کشته شدن او در نبرد تشخیص می دهد، با این وجود به مردان خسته و خسته خود دستور می دهد تا در فضای غول گازی لگنیکا با دشمن درگیر شوند. اما بدون اطلاع او، این اولین برخورد تاریخی او با قهرمان ال فاسیل خواهد بود.

[نوشته شده توسط MAL Rewrite]

Storyline